مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 23 تیر ماه سال 1387
I'm the crazy one, don't worry sweetheart

I'm the crazy one, don't worry sweetheart

این روزها دیوانه منم. نگران نباش کسی از تو هیچ نخواهد پرسید!

یادته میگفتی میمانی، تا بی نهایت با من میانی؟!؟!

بینهایت تو چه کوتاه بود!

یادته شب های تنهایی ات من برایت حرف میزدم و آرومت میکردم، یادته؟

آن شبها بود که فلبم شروع به لرزیدن کرد!

میترسیدم بروی، برایم نمانی، همبازی دیگری را جایگزین من کنی!!!

لرزیدم، آرام آرام از این افکار لرزیدم.

نگاهم میکردی و میگفتی میلرزی؟

و پاسخت را اینگونه میدادم: مدتی است لرز کرده ام، سردم است.

لبخند میزدی و از کنارم رد میشدی و میگفتی تو هم گرم میشوی!

نمی خواستم لرزشم را ببینی، اما آنچنان قلبم به لرزه افتاد که گویی تمام دنیا فهمیدن!

و آنروز بود که تو حرمت دوستیمان را زیر پا گذاشتی و ترکم کردی!

 گفتی از آدم های ضعیف متنفرم.

نمیخواستم لرزش را ببینی. اما فکر میکردم اگر روزی ببینی، مرا در آغوش خواهی کشید، آرومم خواهی کرد و خواهی گفت:

آرام باش، آرام باش، با تو میمانم، یادت هست؟ تا بی نهایت؟

اما تو تنها ترکم کردی، بی هیچ حرف و گفتگویی!

تقصیر تو نیست نازنینکم، تقصیر تو نیست که حرمت دوستیمان را شکستی

آن روزها من بودم نباید میلرزیدم.

اما بعد از تو، یک چیز را آموختم،

از آن روز به بعد، من آرام لرزیدم

آنقدر آرام که دیگر هیچ کس لرزش های همیشگی قلبم را ندید!

نازنینکم نگران نباش؛ گرچه نیستی!

من با نبودنت و با خاطراتت کنار خواهم آمد

دل من به این لرزش ها عادت کرده

تو راحت باش، دیوانه این روزها منم!

خاطراتت را نگه میدارم

اما تو که رفتی و حرمت دوستیمان را شکستی

خواهشی دارم، دیگر برنگرد!

بگذار با خاطرات شیرینمان خوش باشم؛

انگار نه انگار که هیچ اتفاقی افتاده!!!

 

                                              - رقاصه -